|
زندگی ققنوســی برای اجرای نغمه های متـفاوت!
|
و تو برایم دعا کن دست هایم را هیچ گاه در دستی به جز دست تو گره ندهم
پ.ن: نسیم امروز در اغوش میگیره دخترک نازنینش رو ...مبارک نسیم جان
پ.ن:یه هم گروهی دارم واسه تحقیقی که استاد گفته انجام بدین حامله است و همه کارهاش افتاده گردن من !!
پ.ن:خیلی حساسم کسی بهت یه چیزی بگه ...
پ.ن:چقدر سخته که خونواده ات رو دوست داری اما میدونی یه روزی از همشون جدا میشی
پ.ن:پنج شنبه ها همیشه دلم میگیره امروز بیشتر از روزای دیگه دلم گرفته ...نمیدونم شاید به خاطر اینه حتی یه صفحه هم درس نخوندم !!!!!!
پ.ن:گاهی اوقات واقعا حکمت خدا رو دوست دارم ...مثل اون روز اگه گریه نکرده بودم و به زور ازش خواسته ام رو نمیخواستم اون حتما و حتما یه مسیر بهتری رو پیش پام میزاشت ! حیف شد خدایا عجله کردم برگردونم عقب یه بار دیگه !لطفا و خواهشا و عاجزا تقاضا میکنم برگردونم به سال ...
چقدر عاشق برفم ،چقدر دوست دارم یه روز بیدار شم در خونه رو که باز کنم همون حیاط قدیمی بزرگ رو ببینم که وقتی بهش نیگاه میکردم کلی کیف میکردم !
وقتی برف میبارید فقط خونواده ام میدونند حیاط بزرگ ما چه شکلی میشد !
چقدر زدیم تو سر اون خونه !
بله وبلاگم پریده به خاطر یه اشتباه خوبیش اینه که ظهر یه بک اپ گرفتم ازش
غمگین نیستم چون مشکلای بزرگی هست که واسشون غصه بخورم ...شما هم دلداریم بدین بد نیست !
فردا اولین بازی رو دارم و اینکه فردا عقد داداشم هم هست !خوشبخت بشن